کمی به فکرم باش، حوصله تنهایی ام سر رفته می دانی؟ نمی دانی چون تو اکنون سر گرم مشغله کاری ات هستی و زندگی ات را داری  و حتی سرگرمی هایت را…

خوشحالم برایت که هر چیز که خواستی و طلب کردی داری حتی من را. باور کنی یا نه به تو حسودیم می شود به همه خودخواهی ات به همه بی توجهی هایت به همه خنده هایت به همه آن آهن های سردی که از وجود تو زندگی می گیرند.

شاید هرگز نفهمی که سکوتم روز به روز عمیق تر می شود و من بیشتر در این مرداب فرو می روم نه پای رفتن ام هست نه امیدی به ماندن ام.

Advertisements