آقای پوو مهربون ترین بالش دنیاس، با صبر و حوصله همه اشکامو تو دلش جمع می کنه و همه مشت ها و فریاد های بی صدامو تو بغلش می کشه و دم نمی زنه. حتی دیشب که با حرص تمام شوتش کردم و خورد به دیوار روبرویی فقط یه آه پُر از پر کشید رویای پروازش از در رفتگی دوخت کنارش زد بیرون و با زبون بی زبونی بهم فهموند اونم اسیره. ما حرف همو خوب می فهمیم حتی با لب بسته.

Advertisements