جوونه یک گیاه رو دیدی؟ از زیر خاک خودشو به سختی میکشه بالا سطح خاک رو می شکافه و به نور می رسه، حالا در همین حالت که ایمان داری و می دونی که داره سبز میشه، بهش نور و آب کافی نرسه درست تو لحظه سبز شدن خشک می شه. حس دوست داشتن آدما هم همینه وقتی هنوز جوونه اش تو قلبت محکم نشده می تونه خشک بشه… هی به قلبت نگاه می کنی و حسرت اون جوونه که می تونست روزی درخت تناوری بشه که زیر سایه اش بشینی و خستگی یه عمرت رو در کنی تا آخر باهات می مونه.

وقتی که قلب، کارم رو تعطیل می کنه بهترین چیزی که بهم آرامش میده موسیقیه، چه بهتر که موسیقی باشه که دوست دارم و حس درونی ام رو بیان کنه. ترانه آزاده ام رو خیلی دوست دارم:

آزاده

رهی معیری

يارب چو من افتاده ای کو؟

افتاده آزاده ای کو؟

تا رفته از جانم برون، سودای هستی

آزاده ام، آزاده از غوغای هستی

گلبانگ مستی آفرين

هم چون رهی سر داده ام من

مرغ شباهنگم ولی

در دام غم افتاده ام من

خندان لب و خونين جگر

مانند جام باده ام

آزاده ام من!…

والبته که امروز خیلی خوشحالم به خاطر اتفاق شیرینی که برای رفیق دیرینه ام افتاده و قرار در آینده نزدیک پدر بشه! از خدا می خوام که در درجه اول بچه ( هاش ) سالم باشن، خودش و خانم گل اش هم شاد و سالم در کنار هم یک خانواده عشقولانسی داشته باشن.

Advertisements